|
جشنواره فیلمهای قزوین: 5- کوون خور (ترسناک) 10- عجب کونی داری پسرم (خانوادگی) 12-خاله كوني (كودكان) ازدواج به سبک اینترنتی! پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده ببين عزيز دلم پاشو............ .اگه پا نشي قهر ميکنما............ ......... ....خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي............ .......افرين عزيزم............ ....حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ سلام .... تو رو خدا ببخش...نميخواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش....سعي كن دركم كني ... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمندهام ميگن هاچ زنبور عسل کنتاک کرده از خونه فرار کرده . مامانش گفت بت بگم اگه هاچ اومد در خونتون راش نده سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم ... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟!! خوش حالم که خوابي عزيزم چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد میدنم که بیداری و داری ستاره هارو می شماری.ولی یکیشون کمه،چون داره بهت مسیج میده.منم خوابم نمی بره،دارم گوسفند ها رو میشمارم.ولی یکیشون کمه ،چون داره مسیج میخونه! بچه ها میگن تو اهل سینمایی...ما سر یه چیز دعوامون شده...مگه راکی همون رمبو نیست؟!؟البته اگه خوابی لازم نیست الان اس ام اس کنی ،فردا صبح هم بگی مشکلی نیست.ولی مارو بی خبر نزار پسرها: اگر آرایشگر اشتباه کنه اشتباهش یه مدل جدیده اگر راننده ای اشتباه کنه،اشتباهش یه حادثه است اگر سیاست مداری اشتباه کنه،اشتباهش یه قانون تازست اگر دانشمندی اشتباه کنه،اشتباهش یه اختراع تازست اگر خیاطی اشتباه کنه،اشتباهش یه مد جدیده اگر معلمی اشتباه کنه،اشتباهش یه تئوری جدیده اما؟! اگر رئیس شما اشتباه کنه... فقط شما مقصرید 13 دليل قاطع کننده که چرا درس خوندن بهتر از خانوم بازيه:
کارت ویزیت مهم ترین عنصر هر تجارت و فعالیت به حساب میاد. اولین چیزیه که مردم وقتی شما رو ملاقات میکنند، میبینند. اکثر مردم، طرف مقابل رو با کارت ویزیتشون میسنجند و ارزشگذاری میکنند! بدون مقدمه بریم سراغ چند نمونه منتخب کارت ویزیت که از اینترنت گرداوری شده اند!
مشتریاتون رو برای پیدا کردن مشخصات خودتون به زحمت بندازید، تا ارزش کار با شما رو بیشتر درک کنند!
با این کارت، میتونید نشانی دقیق دفترتون رو با کروکی به مشتری نشون بدید.
کارتتون رو با کمی پشم، پارچه یا پوشال تزیین کنید.
ازجوهر متالیک و یک سوراخ فلزی هم میتوان استفاده کرد.
دندانپزشک ها تاکید عجیبی روی نخ دندان دارند!
از دو نوع کاغذ استفاده کنید بقیه در ادامه مطلب
تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراً تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!
تركه سر سفره داد ميزنه نون بربري بيارين...نون بربري بيارين....ميگن چي شده؟ميگه آب تو گلوم گير كرده به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي! به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش! يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن! يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب ميكنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي! تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟! تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا بقیش باشه تا بری ادامه مطلب دوست دارم زندگی مانند سفری باشد ،همسفرم همسری خوب و مهربان باشد،مناظر زیبای جاده خاطرات زندگی باشد،و اگر قرار است مرگ مقصد ما باشد،دوست دارم که زیبا و با هم باشد.... اما چه سود چند کیلومتر بیشتر نمیتونیم بریم ،چون کارت سوختمون تموم شد.
(در پی اعتراض به طرز تهیه مرد) طرز تهیه زن: ... ... ... حیف که این همه مواد حروم بشه!
سلام عزیزان...
امروز براتون یکسری از عکسهای خوشکل آنجلینا جولی رو آوردم
برای دانلود به ادامه مطلب برید قطعه ای از شاهکار ادبی یک ترک:شب بود و خورشید به روشنی می درخشید،پیرمردی جوان،یک و تنها با خانواده اش در سکوت گوش خراش خیابان،قدم زنان ایستاده بود. ترسناک ترین اس ام اس سال:پخخخخخخخخخخ . . . . من که با تو تعارفی ندارم...اگه چیزی بود همون بالا میگفتم
دختره با دوست پسرش میرن زیر زمین . . . . . تو کجا میری فضول؟؟!!
جشنواره فیلم ایرانسل: من مهرداد دیگه شارژ ندارم در جستجوی آنتن اعتباری ها چند میگیری اس ام اس ندی شبها آنتن نمیدی آیدا
ایرانسل داران عزیز:به لحظات ملکوتی 12 شب تا 6 صبح نزدیک میشویم...التماس دعا
اگر دیدی که روزی به یادت گریه کردم،بدان آنروز پیازی رنده کردم
بچه: مامان من چجوری به دنیا اومدم؟ مادر: بابات خر شد اومد خواستگاری من، من هم خر شدم باهاش ازدواج کردم، بعد خر تو خر شد و تو به دنیا اومدی
اگه دیدی بچه ای کنار روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون کار بچه نیست،تبلیغ ایرانسله
ترکه سوار تاکسی میشه.زنشو مینشونه صندلی جلو تا راننده از آینه نبینتش
تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در 22 روز از سال رشد میکنند:دهه اول محرم+ 12 روز اول عید
برخی خانمها مثل چی هستند؟ خانمها مثل رادیو هستند. هر چه می خواهند میگویند ولی هر چه بگویی نمیشنوند خانمها مثل شبکه اینترنت هستند. از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند خانمها مثل چسب دوقلو هستند. اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگر باید سیم را برید خانمها مثل موتور گازی هستند. پر سرو صدا،کم طاقت،کم سرعت خانمها مثل لیمو شیرین هستند. اول شیرینند ولی بعد تلخ میشوند. خانمها مثل موبایل هستند. هر وقت کار مهمی پیش میاید در دسترس نیستند. خانمها مثل گچ هستند. اگر چند دقیقه مدارا کنید،آنچنان سخت میشوند که هیچ شکلی نمیگیرند. خانمها مثل کنتور برق هستند. هر از چند سالی یک بار سن آنان صفر میشود. خانمها مثل فلزیاب هستند. هر گاه از نزدیکی طلافروشی رد می شوند،عکس العمل نشان می دهند. خانمها خیلی زرنگ هستند. آنقدر جنگیدند تا جایزه صلح را گرفتند. آهم خیلی خوشکل بود.یک روز یک پری سراغش اومد وبهش گفت:آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجوری باشه؟ آهو گفت:یه مرد حونسرد و خشن و زحمتکش. پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد. شش ماه بعد آهو والاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند. حاکم پرسید:علت طلاق؟ آهو گفت:توافق اخلاقی نداریم،این خیلی خره حاکم پرسید:دیگه چی؟ آهو گفت:شوخی سرش نمیشه،تا براش عشوه میام جفتک میندازه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟ آهو گفت:آبروم پیش همه رفته،همه میگن شوهرم حماله حاکم پرسید:دیگه چی؟ آهو گفت:مشکل مسکن دارم،خونم عین طویله است حاکم پرسید:دیگه چی؟ آهو گفت:اعصابم رو خرد کرده،هر چی ازش میپرسم مثل خر بهم نگاه میکنه. حاکم پرسید:دیگه چی؟ آهو گفت:تا بهش یه چیزی میگم صداشو بلند میکنه و عرعر میکنه حاکم پرسید:دیگه چی؟ آهو گفت:از من خوشش نمیاد،همش میگه لاغر مردنی،تو مثل مانکن میمونی حاکم رو به الاغ کرد و گفت:آیا همسرت راست میگه؟ الاغ گفت :آره حاکم گفت :چرا این کارو میکنی؟ الاغ گفت:واسه اینکه من خرم. حاکم فکری کرد و گفت:خب خره دیگه چکارش میشه کرد. نتیجه گیری اخلاقی:در انتخاب همسر دقت کنید نتیجه گیری عاشقانه:مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشمهایتان را کور نکند.
این وبلاگ جهت تکمیل کادر نویسندگی احتیاج به چند همکار خوش ذوق در این زمینه میباشد
از دوستانی که تمایل دارند تقاضا میشود مشخصات خود را در قسمت نظرات وبلاگ وارد کنند تا در زمینه یوزر و پسورد آنان اقدام شود ۱.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن. 2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل 3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین 4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن 5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد. 6.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن 7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن 8.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ... 9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه
امروز داشتم توی اینترنت وبگردی میکردم که یه مطلب خیلی جالب از یه سایتی پیدا کردم که آدمهارو به کتاب تشبیه کرده بود.پیش خودم گفتم خیلی حیف میشه که شما هم از این مطلب استفاده نکنید...
پس بخونید....: بعضی از آدمها جلد زرکوب دارند.بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک. بعضی از آدمها با کاغذ کاهی چاپ میشوند و بعضی با کاغذ خارجی. بعضی از آدها ترجمه شده اند. بعضی از آدمها تجدید چاپ میشوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند. بعضی از آدمها با حروف سیاه چاپ میشوند و بعضی از آدمها صفحات رنگی دارند بعضی از آدمها تیتر دارند.فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدها نوشته اند: حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است بعضی از آدمها قیمت روی جلد دارند.بعضی از آدمها با چند تخفیف به فروش میرسند و بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمیشوند. بعضی از آدمها را باید جلد گرفت.بعضی از آدمها را میشود توی جیب گذاشت.بعضی از آدمها را میتوان در کیف مدرسه گذاشت. بعضی از آدمها نمایشنامه دارند و در چند رده نوشته میشوند. بعضی از آدمها فقط جدول و سرگمی دارند و بعضی از آدمها معلومات عمومی هستند. بعضی از آدمها خط خوردگی دارند و بعضی از آدمها غلط چاپی دارند. از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدمها باید جریمه نوشت. بعضی از آدمها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت بعضی از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته میشند و بعضی مخصوص بزرگسالان. بعضی از آدمهایی که مخصوص نوجوانان نوشته میشوند خیلی کودکانه و سطحی هستند
امروز اومدم که یه خبر کوچولو بهتون بدم
من یه لینک باکس توی بلاگفا درست کردم.البته تازه شروع کردم و زیاد توش لینک ننداختم از دوستانی که تمایل دارند یه لینک باکس توی وبلاگشون داشته باشن تقاضامندم کد لینک باکسو توی وبلاگشون قرار بدن ضمنا لینک باکس من یه خوبی داره و اون اینه که بلاگفا اونو نمایش میده به خاطر کد جاوا اسکریپی که براش نوشتم میتونین آمار بازدید کننده های وبتونو از این طریق چند برابر کنید نمونه این لینک باکسو پایین همین وبلاگ میتونین ملاحظه کنید اینم آدرسش:www.probox.blogfa.com
1.روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند 3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين 4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين 5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد 6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين 7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين 8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين 9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين 10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه 11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين 12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين 13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين 14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين 15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين 1۶. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين 17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين 18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين 19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين 20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته 21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين 22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين 23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده 24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود 25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين 26. بادکنک بچه ها رو بترکونين 27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين 28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد 29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين 30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره 31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين 32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين 33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره 34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين 35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين 36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين . ۳۷.عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين 38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ? دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين 39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين 40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين 41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين 42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين 43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين 44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين 45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين 46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين 47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين 48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه 49. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين 50. ورقهاي جزوه ء 300 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين
قبل از ازدواج
پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته دختر : مي خواي من برم ؟ پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن دختر : دوستم داري ؟ پسر : البته ! دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟ پسر : نه ! چرا حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟ دختر : منو مي بوسي ؟ پسر: بله دختر: منو كتك مي زني ؟ پسر:امكان نداره ! به قیافه من مياد همچين آدمي باشم دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟ پسر: بله حالا بعد از ازدواج لطفا همين گفتگو را از پايين به بالا بخوانيد
عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق... نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...) عشق از ديد حاج آقا :استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر" عشق از ديد گاه بي جنبه:
اگر نمیتوانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی
بوته ای در دامنه باش ولی بهترین بوته ای باش که در دامنه میروید
اگر نمیتوانی درخت باشی ٬بوته باش اگر نمیتوانی بوته باشی٬علف کوچکی باش و چشم انداز شاهراهی را شادمانه تر کن
همه مارا که ناخدا نمیکنند٬ملوان هم میتوان بود (در این دنیا برای همه ما کاری است کارهای بزرگ و کمی کوچک) و آنچه که وظیفه ماست چندان دور از دسترس نیست/ روزی روزگاری در جزیره ای دورافتاده، تمام احساسها در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند. خوشبختی، پولداری، عشق، دانایی، صبر، غم، ترس و ...، هر کدام به روش خویش میزیستند تا این که یک روز دانایی به همه گفت: هر چه زورتر این جزیره را ترک کنید؛ زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت؛ اگر بمانید، غرق میشوید. تمام احساسها با دستپاچگی قایقهای خود را از انبارهای خانههای خود بیرون آوردند و تعمیر کردند. همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایقها شدند و پاروزنان جزیزه را ترک کرند. در این میان، عشق هم سوار قایقش شد؛ اما به هنگام دور شدن از جزیره، متوجه حیوانات جزیره شد که همگی در کنار جزیره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودند و نمیگذاشتند که او سوار بر قایقش شود. عشق به سرعت برگشت و قایقش را به همه حیوانات و وحشت زندانی شده سپرد. آنها همگی سوار شدند و دیگر جایی برای عشق نماند! قایق رفت و عشق تنها در جزیره ماند. جزیره هر لحظه بیشتر به زیر آب میرفت و عشق تا زیر گردن در آب فرو رفته بود. او نمیترسید؛ زیرا ترس جزیره را ترک کرده بود. فریاد زد و از همه احساسها کمک خواست. اول، کسی جوابش نداد؛ در همان نزدیکی، قایق ثروتمندی را دیدی و گفت: ثروتمندی عزیز! به من کمک کن. ثروتمندی گفت: متاسفم؛ قایقم پر از پول و شمش طلاست و جایی برای تو نیست. عشق رو به غرور کرد و گفت: مرا نجات میدهی؟ غرور پاسخ داد: هرگز، تو خیسی و مرا خیس میکنی. عشق رو به غم کرد و گفت: ای دوست عزیز! مرا نجات بده. غم گفت: متاسفم دوست خوبم؛ من به قدری غمگینم که یارای کمک به تو را ندارم؛ بلکه خودم احتیاج به کمک دارم. در این حین، خوشگذرانی و بیکاری از کنار عشق گذشتند؛ ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست. از دور شهوت را دید و به او گفت: آیا به من کمک میکنی؟ شهوت پاسخ داد: البته که نه؛ زیرا سالها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری؛ یادت هست که همیشه مرا تحقیر میکردی؟ همه میگفتند: تو از من برتری؛ از مرگت خوشحال خواهم شد. عشق که نمیتوانست ناامید باشد، رو به سوی خداوند کرد و گفت: خدایا! مرا نجات بده. ناگهان صدایی از دور به گوشش رسید که فریاد میزد: نگران نباش؛ تو را نجات خواهم داد. عشق به قدری آب خورده بود که نتوانست خود را روی آب نگه دارد و بی هوش شد. پس از به هوش آمدن، خود را در قایق دانایی یافت. آفتاب در آسمان پدیدار میشد و دریا آرامتر شده بود. جزیره داشت آرام آرام از زیر هجوم آب بیرون میآمد و تمام احساسها امتحانشان را پس داده بودند. عشق برخاست و به دانایی سلام کرد و از او تشکر کرد. دانایی پاسخ سلامش را داد و گفت: من شجاعتش را نداشتم که به نجات تو بیایم؛ شجاعت هم که قایقش از من دور بود، نمیتوانست برای نجات تو بیاید. تعجب میکنم که تو بدون من و شجاعت، چطور برای نجات حیوانات و وحشت رفتی؟ همیشه درون تو نیرویی هست که در هیچ کدام از ما نیست؛ تو لایق فرماندهی تمام احساسها هستی. عشق تشکر کرد و گفت: باید بقیه را پیدا کنیم و به سمت جزیره برویم؛ ولی قبل از رفتن، میخواهم بدانم چه کسی مرا نجات داد. دانایی گفت: او زمان بود. عشق با تعجب گفت: زمان؟ دانایی لبخندی زد و پاسخ داد: بله، چون فقط زمان است که میتواند بزرگی و ارزش عشق را درک کند.
قرار است امشب دو ماهی بمیرند که دیگر سراغی ز دریا نگیرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوی پیرند و بوی جهنم آید از این شهر و مردان اینجا چه نا سر به زیرند تمام فصولی که میآید امسال بدون شک از ابتدا سردسیرند بعید است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگیرند و یک سال دیگر گذشت و نفسهام از این لحظه های پر از غصه سیرند شب سرد و بی انتهای زمستان قدمها مردد ولی ناگزیرند دو خط موازی رسیدن ندارند دو خط موازی فقط هم مسیرند موضوع انشا:فایده گاو بودن با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم. البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است. هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست . نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر ، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند. آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.
شاعر در این باره میگوید: سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند . گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟ گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟ گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند. ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود. ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
گمون کردی تو دستات یه اسیرم دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !! دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟ گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند. آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد. هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد. هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند. هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد .هیچ گاوی... اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند. اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..
ولی...هیچ گاوی نگفت:من گفت :ما... |
|













